شهرکسازی خودکفا بدون ناترازی و آلودگی محیط زیست
هر یک از شهرهای کشور ما که در آن انتقال فاضلاب انجام شده، از نظر تامین آب و انرژی و آلودگی محیط زیست با تالابهای فاضلاب و وقوع فرونشست زیرساختها، ساختمانها و بخصوص بناهای تاریخی، به بحران مهلکی دچار شدهاند. به نحوی که دولت مدعی لزوم انتقال ساکنان ٧٠ درصد شهرها، به کنار سواحل جنوبی، برای دسترسی به آب مصرفی شدهاست!
بنابراین در صورت ادامه نحوه خدمات رسانی کنونی وزارت نیرو، نه تنها امکان ایجاد شهرک در اغلب مناطق داخلی کشور وجود ندارد بلکه شهرهای کنونی هم، با تشدید بیآبی و فرونشست، به سرعت در حال تخریب هستند. به نحوی که به زودی، قابلیت سکونت و زندگی را از دست میدهند. لزوم انتقال مردم از ۷۰ درصد شهرها از جمله پایتخت به کنار سواحل جنوب، به همین دلیل مطرح شده است. در واقع، لازمه این پیشنهادی که دولت، به جای مدیریت درست 400 میلیارد بارش و جلوگیری از تبخیر 5/83 درصد آن، به عنوان راه حل ارائه میکند، رهاسازی همه سرمایههای زیربنایی و ساختمانی و اشتغالهای موجود و ایجاد زیربناها، ساختمانها و اشتغالهای جدید با سنگین ترین هزینه مالی و انسانی، فقط برای دریافت آب شیرین شده دریا برای مصارف خانگی و صنعتی است؟! در حالی که چنین مهاجرتی علاوه بر نابودی کل سرمایههای مردم و دولت و در تیررس قرار گرفتن آنها و حتی کارخانههای شیرینسازی آب دریا، هم رشد جمعیت را به زیر صفر رسانده و به دلیل آب و هوای گرم و شرجی، ناترازی انرژی را هم تشدید میکند! علاوه بر همه این موارد، با شورابه شدن آب در سواحل، امکان رشد و پرورش آبزیان یعنی اشتغالهای موجود این سواحل نیز نابود میگردد!
چاره چیست؟! بنابراین باید به فکر ایجاد شهرکها و محلههای خودکفا در تامین آب و انرژی و تصفیه بدون آلودگی محیط زیستی فاضلاب و در شهرهای موجود کشور باشیم. در این مورد ضروریست نخست به اشتباهی که به دلیل ناآگاهی در مورد مناسبترین نحوه تصفیه فاضلاب توسط وزارت نیرو شایع شده، بپردازیم. تصفیه هوازی، علیرغم ادعای وزارت نیرو در مدرن بودن این روش برای تصفیه فاضلاب، به دلیل عدم کارایی مناسب برای فاضلاب و ایجاد آلودگی محیط زیست، جز برای تصفیه آب رودها، کاملا منسوخ شده و مدرنترین شیوه شناخته شده کنونی، تصفیه فاضلاب با روش بیهوازی یا بیوگاز است! که با تجزیه کامل فاضلابهای جامد و مایع، و تبدیل آن به مایعی کاملا بدون آلودگی زیستی و گاز متان، علاوه بر امکان استفاده از گاز متان برای سوخت، امکان استفاده از پساب حاصله برای کشاورزی ارگانیک و بدون نیاز به سم کود فراهم میگردد! به نحوی که در اروپا برای جلوگیری از آلودگی محیط زیست به دلیل سطح بالای آب زیرزمینی، فاضلاب به مخازن بیهوازی منتقل شده، با تبدیل آن به مایع پاک از آلودگی و استفاده از مایع مغذی و پاک آن برای کشاورزی ارگانیک( بدون نیاز به سم و کود) از گاز متان حاصله نیز برای سوخت استفاده میشود. لازم به ذکر است که برای زلال سازی و امکان استفاده از این پساب و حتی آب رودها در مصارف خانگی، عبور دادن آنها از مخازن ماسه ضروریست.
جالب توجه اینکه در ایران، ساخت چاه جذبی، با حفر میله چاه برای دور کردن آلودگی فاضلاب از محیط، ایجاد مخازنی در زیرزمین، بر روی لایههای ماسهای، ترکیبی از تصفیه بیهوازی، رفع آلودگی میکربی و زلالی با عبور مایع حاصله از چند ده متر از زمین ماسهای، با هر میزان مصرف، سبب بازیافت و تأمین پایدار آب پاک و زلال فقط با کلرزنی، برای لااقل 99 درصد مصارف خانگی (حمام، شستشوها، سیفون توالت و آبیاری) بدون آلودگی محیط زیست در محل مصرف،حتی در مناطق کم آب، میگردد.
اما این سیستم پر ارزش در بازیافت کامل آب پاک و زلال، به دلیل عدم شناخت متخصصان کنونی کشور از روشهای سنتی و در واقع، فوق مدرنی که توسط دانشمندان هوشمند ایرانی از قبیل شیخ بهایی، برای پایداری شهرها در مقابل کم آبی طراحی شده؛ با بیمهری و بیتوجهی و با تصور ناتوانی چاه جذبی از تصفیه بیهوازی فاضلاب، به بهانه آلودگی آب زیرزمینی، در حال نابودیست!
در واقع به دلیل بیاطلاعی کارشناسان آبفا از نقش بینظیر چاه جذبی در تصفیه بیهوازی و زلالسازی و بازیافت کامل آب پاک و زلال در محل مصرف، تجدید آب زیرزمینی، جلوگیری از فرونشست و آلودگی محیط زیست؛ با انتقال فاضلاب در حال تخریب چاههای جذبی و عملکرد درخشان آن شدهاند!! به نحوی که هیچ شهری با انتقال فاضلاب و توقف عمل کرد چاه جذبی، از بحران بیآبی، فرونشست و آلودگی محیط زیست در اَمان نماندهاست. با فرونشست، اولین تخریب در چاه جذبی رخ داده و به اسم پرشدگی چاه، بهانه برای انتقال فاضلاب بیشتر فراهم میگردد!!
در مورد ادعای آلودگی آب زیرزمینی به نیترات نیز لازم به ذکر است که هوا دارای ۷۸ درصد نیتروژن است که با هر بارندگی، بخشی از آن همراه با باران، به زمین رسیده و به نیترات تبدیل میشود. لذا هر آب حاصل از بارندگی دارای نیترات است؛ که البته برای رشد و ساخت پروتئین توسط گیاهان ضروری است. حتی اغلب، کمبود آن در آب برای کشاورزی، با کود نیتراته جبران میگردد! لذا آلوده شمردن آب زیرزمینی به دلیل حاوی نیترات بودن، نشان از عدم اطلاع از اهمیت وجود نیترات در آب است. ضمن اینکه در صورت وجود نیترات بیش از حد، یا لب شوری آب مصرفی، تامین سرانه 2 لیتر آب آشامیدنی با کیفیت، توسط تصفیه خانههای کوچک محلی با انرژی خورشیدی یا دستگاه تصفیه خانگی، با کمترین هزینه قابل تامین است. و قطعاً برای ۹۹ درصد مصارف خانگی نیازی به تامین کیفیتی در حد آشامیدن نیست!در واقع اقدام وزارت نیرو در هدر دادن سرانه 200-250 لیتر آب قابل مصرف به اسم کیفی سازی سرانه 2 لیتر آب آشامیدنی، جز اسرافی نابودکننده آب و سرمایه و هوا و حیات کشور نبوده و جز به فاجعه غیرقابل زیست شدن اغلب سکونتگاههای کشور نمیانجامد! ضمن این که نیترات سم نیست. گرچه مصرف بیش از حد آن، مانند مصرف هر ماده خوراکی دیگر، از جمله شوری، شیرینی، پروتئین، ... و حتی آب، میتواند آسیبزا باشد!ضمنا خاک قدرت پاک کنندگی بسیار بالایی دارد تا جایی که آب چاهی با فاصله بیش از ۳۰ متری از چاه فاضلاب کاملاً پاک و قابل مصرف است.
انتقال فاضلاب، با ادعای مدرن سازی تصفیه آن، به تصفیه خانههای هوازی نه تنها منسوخ و ناتوان در تصفیه فاضلاب در حجم بالاست؛ سبب پیدایش تالابهای فاضلاب، طغیان آفات در منطقه، نیاز به سمپاشی سنگین محصولات کشاورزی، سمی شدن این محصولات، گسترش بیماریها و حشرات ناقل بیماریها نیز میگردد!
در واقع تصفیه ناقص هوازی فاضلاب و رهاسازی فاضلاب خام علاوه بر عدم تجدید آب زیرزمینی و ایجاد بحران بیآبی و فرونشست، با آلودگی محیط زیست و طغیان آفات، علاوه بر گسترش بیماریهایی که توسط حشرات منتقل میشوند؛ به دلیل نیاز به سمپاشی سنگین محصولات کشاورزی، سبب وجود سم زیاد در محصولات غذایی و گسترش بیماریهای ناشی از آن شده است!
پیشنهاد:
برای نجات شهرها از بحران بیآبی، فرونشست، آلودگی محیط زیست و ناترازی برق و سوخت، و فراهم شدن امکان تاسیس شهرکهای جدید، پیشنهاد میشود:
1- ایجاد چاه جذبی خانگی یا در صورت سنگی بودن زمین، ایجاد تصفیهخانههای بیهوازی محلهای برای جلوگیری از آلودگی منطقه و بازیافت کل آب مصرفی. البته آب بازیافتی از تصفیهخانههای محلهای، در صورت عدم تزریق به چاه جذبی برای تصفیه کامل، فقط برای آبیاری فضای سبز و کشاورزی مناسب خواهدبود.
2- انجام روشهای مناسب آبخیزداری و آبخوانداری، در بالا دست شهرها و شهرکها با توجه به شرایط منطقه، برای تامین آب زیرزمینی مورد نیاز برای گسترش شهر، فضای سبز داخل و اطراف شهر، کشاورزی و همچنین جلوگیری از بروز سیلاب و تلطیف هوا.
3- استفاده از متان حاصل از تصفیه بیهوازی فاضلاب، برای سوخت که مانع انتشار گاز متان و گرمایش هوا نیز خواهد شد.
4- استفاده از انرژی خورشیدی برای تولید برق و گرمایش.
5- آموزش و ترویج جداسازی زباله آلی از سایر زبالهها از منزل و استفاده از سیستم بیوگاز برای استفاده از پساب آن که بدون آلودگی و مغذی برای آبیاری فضای سبز و کشاورزی است و متان حاصله که مفید برای تامین انرژی است.
در صورت رعایت این موارد علاوه بر خودکفا شدن محلهها و شهرهای موجود. و انطباق شرایط آن با پدافند غیرعامل، امکان ایجاد شهرکهای جدید نیز با کمترین هزینه، همراه با بهبود آب و هوا و نجات از خشکسالی، سیلاب، بیابانزایی و ریزگرد نیز فراهم خواهد شد.