از طلا بودن پشیمان گشتهایم
از طلا بودن پشیمان گشتهایم!
کارشناسان محترم وزارت نیرو یک روز ادعا کردند که آب زیرزمینی برای آشامیدن چندان مناسب نیست.
همچنین تصمیم گرفتند که باید نه تنها ٢ لیتر سرانه آب آشامیدنی، بلکه همه آب مصرفی شهرها یعنی سرانه ۱۰۰ لیتر حمام ۱۰۰ لیتر شستشوها و حتی سرانه ۴۰ لیتر سیفون توالت و ۱۰ لیتر آبیاری باغچه شهرهای ایران، باید از آب آشامیدنی با کیفیت و کم نیترات تامین شود!!
چاههای جذبی هم، گرچه با تصفیه بیهوازی و کامل، سبب تجدید آب زیرزمینی میشوند، اما چون مدرن نیستند، باید از دور خارج شده و فاضلاب شهرهای ایران هم مانند اروپاییها، به تصفیهخانههای هوازی مدرن، منتقل شود!!
گرچه اروپاییها هم مدتیست برای جلوگیری از آلودگی محیط زیست، بازیافت آب پاک، و حتی سوخت ارزان (متان حاصل از تصفیه بیهوازی مواد آلی) از آنجا که سطح آب زیرزمینی شان بالاست، با هزینه سنگین، به ساخت مخازن بیهوازی بر روی زمین و استفاده از مایع پاک از آلودگی بیولوژیکی (زیستی) و غنی از مواد آلی برای کشاورزی ارگانیک (بدون استفاده از کود و سم) روی آورده اند!!
نتیجه این مرحمت کارشناسان وزارت نیرو، خروج سرانه ۲۰۰- ۲۵۰ لیتر فاضلابی شد که در مخازن بیهوازی چاههای جذبی، تصفیه، بازیافت و به آب زیرزمینی افزوده، و با کلرزنی لااقل برای ٩٩ درصد مصارف، قابل استفاده میشد؛ و انتقال به تصفیهخانههای منسوخِ هوازی و ناتوان از تصفیه، که حاصلشان چنان آلوده است که نه مناسب تجدید آب زیرزمینی اند و نه حتی مناسب کشاورزی! این انتقال، علاوه بر بحران بی آبی و فرونشست، سبب ایجاد تالابهای آلوده فاضلابی شد؛ که نه تنها قابل بازیافت آب مصرفی شهر نیست، بلکه به دلیل شدت آلودگی، اگر کشاورزان از آن برای آبیاری استفاده کنند، محصولاتشان، تخریب میشود. بنابراین، پساب آلودهای که برای آبروداری، آب غیرمتعارف نامیده میشود، جز به درد تبخیر در تالابهای اطراف شهر یا در کارخانههای فولادسازی نمیخورد!
البته این کار برای توجیه شیرین سازی و انتقال پرهزینه و خسارتبار مالی و محیط زیستی و انسانی، ولی پرسود برای مافیای آب شد.
اخیرا بر اساس تصمیم جدید وزارت نیرو، نام آب زیرزمینی را که مدعی بودند آلوده است، به آب آشامیدنی تغییر یافته، البته بدون پذیرش عملکرد چاههای جذبی و تصفیه بیهوازی فاضلاب، که نتیجه این پذیرش، بازگشت به شرایط قبل از انتقال فاضلاب خواهدبود؛ بلکه فقط برای دریافت رایگان آن از شهرداری و فروش آن به گرانترین قیمت ممکن، به مردم؛ و به جای آن، فروش پساب آلوده و بیماریزای حاصل تصفیه خانههای مثلاً مدرنشان به شهرداری برای آبیاری بوستانها و فضای سبز!!
در این میان وزارت نیرویی که ادعا میکرد حتی سیفون توالت شهرها باید با آب آشامیدنی با کیفیت تامین شود؛ ادعا میکند که، آبیاری فضای سبز شهری، که محل تجمع انسانهاست، با فاضلاب خام و آلوده و بیماریزایی که حتی حاصل کار کشاورزان، به دلیل طغیان آفات و استفاده از سموم تخریب میشود. سبب بازگشت محصولات صادراتی ایران و گسترش بیماریهای مهلک میان مردم شده، ایرادی ندارد؟!!
جا دارد که بگوییم:
از طلا بودن پشیمان گشتهایم مرحمت فرموده ما را مس کنید!
لطفاً ما را به روزگار خوشی که به کمک چاههای جذبی، فقط با کلرزنیِ آب زیرزمینی، بدون بحران بیآبی و فرونشست و آلودگی محیط زیست و در سلامت و با آرامش زندگی میکردیم، بازگردانید!!
تا به زودی شاهد از دست دادن همه سرمایههای خود! نیاز به رها کردن شهرهای تخریب شده، بحرانهای جسمی و روحیِ آوارگی در سواحل جنوبی کشور و در تیررس دشمن، برای دریافت مختصر آبی که شما با هنرنمایی برایمان از آب دریا با گرانترین قیمت، شیرین کنید و با منت در اختیارمان بگذارید؛ نباشیم!!
ضمنا مردم ما میدانند:
1- زیرزمینی لبشور یا دارای نیترات، فقط با کلرزنی قابل استفاده برای همه مصارف خانگی است و سبب آسیب به سلامتیشان نمیشود.
2- برای آبیاری میتوان از گیاهان و درختان مقاوم به شوری استفاده کرد.
3- میتوان با جوشاندن و استفاده از چای یا شربتهای متنوع، طعم آب را بهبود داد. بنابراین نیازی به نابودی آب و محیط زیستِ روستاها و شهرها و مردم ایران، به بهانه قابل آشامیدن کردن سرانه 2 لیتر آب آشامیدنی نیست!
گرچه خرید یا استفاده از دستگاههای تصفیه خانگی برای بهبود آب آشامیدنی هم اکنون در اغلب شهرها رایج است!